عکاسی از رهبر کره شمالی | پادکست عکاسی - مجله نورنگارReviewed by نورنگار on May 16Rating: 5.0اما نگاه این پادکست به عکاس همراه رهبر کره شمالی است که خبر نداشت که به فاصله چند هفته بعد، ممکنه به واسطه عکاسی از رهبر کره شمالی به روز سیاه بنشیند.حدود یکماه پیش، دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی دیدار کردند. اما این موضوع چگونه به عکاسی ربط پیدا می کند.  نگاه این پادکست از زاویه پشت دوربین است.  از زاویه دید آدم‌هایی که پشت یک دوربین قرار می گیرند و از توی چشمی دوربین دنیا رو می‌بینند. در مذاکرات ، نگاه همه دنیا به این دو رهبر بود که بالاخره نتیجه کار مذاکرات برای برداشتن تحریم های کره شمالی به کجا ختم می شود. اما نگاه این پادکست به مردی 47 ساله‌ است که به عنوان عکاس در این سفر همراه رهبر کره شمالی بود. و خبر نداشت که به فاصله چند هفته بعد، ممکن است به واسطه همین شغل ، دوربینش که با آن عکس می‌گیرد و عکاسی از رهبر کره شمالی به روز سیاه بنشیند. در واقع برای پیدا کردن بهترین زاویه عکاسی ، کاری که عکاسان هر روز انجام می‌دهند. .اتفاق ناگواری که برای عکاس کره شمالی افتاد!

پادکست عکاسی از رهبر کره شمالی توسط وب سایت دیج ایمیج با گویندگی امیر یاری با حمایت نورنگار تهیه شده است.

 

مطلب مرتبط: آسیب‌های مالی که عکاسان با آن روبه‌رو هستند

 

 

متن پادکست:

 

داستان این پادکست، اونقدر کوتاهه که می‌تونم تو ۱۰ ثانیه براتون تعریفش کنم. اما نمی‌خوام این کار رو بکنم. می‌تونم تو ۱۰ ثانیه بگم چطوری زندگی یه نفر برای همیشه نابود شد. ۴۷ سال زندگی. تو سه ثانیه نابود شد. تازه نه فقط خودش. هم زندگی خودش و هم همه خانواده‌ش. قصد من این نیست که بگم چی به سر اون عکاس اومده. نه به این زودی حداقل. می‌گم حالا. من قصد دارم از لابلای این ماجرا، درباره مردمی بگم که انگار همه فراموششون کردن. انگار برای هیچکس مهم نیست که یه سری آدم، یه گوشه‌ای از دنیا، توی چه منجلابی دارن دست و پا می‌زنن. کره شمالی، درباره‌ش زیاد شنیدیم دیگه. کشوری که به گفته خودش تسلیحات اتمی داره و نیروی نظامی‌ش رو به رخ کشور های دیگه می‌کشه. این کشور، بخش شمالی یه شبه جزیره‌ست به نام کره جنوبی که اون رو هم می‌دونیم که امروز، یکی از پیشرفته‌ترین کشورهای جهان از نظر تکنولوژی هست. جنوب همین جا. جنوب کره شمالی. اینها تا جنگ جهانی دوم یکی بودن. یه کشور. به نام کره که تحت امپراطوری ژاپن بود. آره همین ژاپن. اونموقع دست ژاپن بود. بعد از جنگ جهانی دو تکه شدن. یعنی اگر ژاپن تو جنگ جهانی دوم، همراه با آلمان و ایتالیا که متحد‌های همدیگه بودن، شکست نمی‌خوردن، الان احتمالا چیزی به نام کره شمالی و کره جنوبی وجود نداشت.

 

کشور کره، از بالای نقشه، یه مرز کوچیکی با روسیه داره. روسیه که اون موقع‌ها اسمش شوروی بود، تا جنگ تموم شد، نیرو‌هاش رو از بالا ریخت توی کره و بخش شمالی کره رو برداشتن برای خودشون. آمریکا هم به عنوان برنده دیگه جنگ، از پایین وارد کره شد. کره شمالی، باقی مونده حکومت کمونیستی شوروی یا همین روسیه‌ست و کره جنوبی هم باقیمونده آمریکا. این شد دستنشونده آمریکا و اون هم شد دستنشونده شوروی. چند سال هم با هم درگیر بودن که کدومشون حکومت کل کره رو داشته باشن، اما اون جنگ هم نتیجه نداشت و آخرش با آتش‌بس موقت تموم شد و یه دیوار کشیدن بین خودشون و هرکی اینطرف موند، موند و هر کی اون طرف بود، همونجا موند. حالا اینجا یه سری زن و بچه‌هاشون اونطرف بودن یا خانواده‌شون اینطرف بودن و یه دفعه موندن پشت دیوار‌ها و دیگه هرگز تا قرن بعدی نتونستن همدیگه رو ببینن بماند. شاید یه روزی، یه عکس باعث بشه تا دوباره برگردم سر این جدایی که یه شبه اتفاق افتاد. اما فعلا نگاه من درباره این جنگ نیست. نگاه من درباره آدمی هست که ۴۷ سال پیش توی کره شمالی به دنیا اومده. به گفته روزنامه DailyMail اسم اون Ri هست. ری مثل رضا. ۴۷ سال پیش توی کره شمالی، یعنی توی حکومت کمونیستی دیکتاتوری کره به دنیا اومده. ما درباره این آدم چه چیزهایی می‌دونیم؟ هیچی! هیچی نمی‌دونیم. چون اصلا قرار نیست چیزی بدونیم. فکر می‌کنید وقتی نشریه DailyMail می‌خواد صحت و سقم یه خبری رو معلوم کنه چیکار می‌تونه بکنه؟ مثلا زنگ بزنه به خونه Ri و از زنش بپرسه از شوهرت چه خبر؟ یا فکر می‌کنید اونها می‌تونن زنگ بزنن با یه شبکه خبری خارجی حرف بزنن؟ می‌دونین یعنی چی؟

 

توی کره شمالی تماس تلفنی با خارج از کشور ممنوعه. یعنی اگر کسی اشتباها دستش بخوره و ۰۱ کد آمریکا یا ۰۹۸ کد ایران یا ۰ هرچی، کد هر کشوری رو بگیره، احتمالا خائن محسوب می‌شه و مجازات خائنین، مجازات “سه نسل” هست.

 

می‌دونین مجازات سه نسل یعنی چی؟ یعنی خود اون شخص و همسرش (یه نسل)، پدر و مادرش (یه نسل) و فرزندانش (یه نسل)، هر سه نسل با هم مجازات می‌شن. یعنی اگر مجازات یه کاری، زندان باشه، هر سه نسل زندان می‌شن، اگر اعدام باشه، هر سه نسل اعدام می‌شن، اگر شلاق باشه، هر سه نسل شلاق می‌خورن. کسی که خائنه، سه نسلش خائنن.

 

 

بنابراین در همین حد که می‌دونیم اسم این عکاس Ri هست، کافیه. کره‌ای خیلی شبیه به هم هستن. ظاهرشون البته. برای همین هم برای اینکه گمش نکنیم، از این به بعد ما هم همین Ri صداش می‌کنیم. Ri  یک عکاس هست. اما نمی‌دونیم که آیا به این شغل علاقه‌ای داشته یا نه؟ اصولا در کره شمالی فرقی ندارد که شما چه درسی خوانده‌اید یا به چه شغلی علاقه دارید. اگر این شانس را داشته باشید که درس خوانده باشید، (چون اصولا درس خواندن رایگان نیست و باید والدین شما توانایی پرداخت هزینه‌های تحصیلتان را داشته باشند) شغل شما را دولت تعیین می‌کند. بر چه اساسی؟ بر این اساس که چه کاری لازم است؟ مثلا احتمالا Ri وقتی به ۱۸ سالگی رسیده، یک نامه به او داده‌اند که فلان موسسه، به یک نفر عکاس نیاز دارد و از این به بعد باید در آنجا به شغل عکاسی مشغول بشی. حالا اگر Ri دوست داشته باشه موسیقی بخونه چی؟ خوب این دیگه خواست خدا بوده. خدا کیه؟ کیم جونگ اون. رهبر کره شمالی.

 

وقتی خدا شغلی رو براتون انتخاب کرد، این شغل مادام‌العمرتون می‌شه. برای ابد. تا وقتی زنده هستید یا تا وقتی دولت بهتون اجازه بده توی اون شغل باشین. به نظر میاد Ri شرایط خیلی بهتری نسبت به خیلی دیگه از مردم کره شمالی داشته و احتمالا پدر و مادرش به ماموران دولتی رشوه‌ای چیزی دادن. چون خانواده‌هایی که بتونن پولی رو پس‌انداز کنن و کنار بذارن، وقتی بچه‌هاشون می‌خوان فرم استخدام رو بگیرن، اون پس انداز رو به عنوان رشوه، به مامورا می‌دن تا بچه‌هاشون کار توی کارخونه‌ها نگیرن. چون کارخونه‌ها عملا بیگاری هست و پولی دریافت نمی‌کنن بابت کار. اینجوری حداقل عکاس که باشی احتمالا یه کمی پول می‌گیری که بتونی طی سال‌های آینده، وقت کار پیدا کردن بچه‌هات، برای رشوه دادن یه کمی پول کنار بذاری. بهرحال Ri عکاس شد.

 

یه روز وقتی اومد خونه و به پدرش گفت که قراره به عنوان عکاس دولتی، از سران حکومتی عکاسی کنه، پدرش خیلی خوشحال شد. اشک توی چشمهای پدرش حلقه زد و یه نگاهی به عکس‌های رهبر و باباش روی دیوار انداخت و گفت یعنی یه روزی ممکنه تو این عکس‌ها رو بگیری. Ri با افتخار گفت بله پدر.

 

یادمون نره، یکی از مهم‌ترین قوانین کره شمالی چیه؟ اینه که اگر خونتون آتیش گرفت، اولین کاری که باید بکنین اینه که همه عکس‌های رهبران کره شمالی که حداقل باید عکس‌های رهبر کیم جونگ اون و پدر ایشون یعنی کیم جونگ ایل و پدربزرگشون یعنی کیم ایل سونگ هست باشه رو بزنین زیر بغلتون و خونه خارج کنین. بعد که مطمئن شدید عکس‌های رهبران، در جای امنی قرار داره، می‌تونین برگردین و چیز‌هایی که مهمه، مثل بچه‌هاتون، حلقه ازدواجتون یا کوزه حاوی خاکستر پدرتون رو از خانه بیرون بیارین. خوشبختانه اونها کتاب مقدس ندارن. کتاب‌های مقدس، جایی توی کره شمالی نداره. چون موجب انحراف ذهن انسان می‌شه و کسی که ذهنش منحرف بشه اعدام می‌شه.

 

توی ویدئویی که می‌خوام درباره اون توضیح بدم و این عکاس یعنی Ri توی اون هست، اون رو از پشت می‌بینیم. چهره‌ش مشخص نیست تو این عکس و خوشبختانه یه دوربین دستشه تا ما بتونیم اون رو از بین صدها آدم دیگه که اونجا هستن تشخیص بدیم. چون تشخیص اونها از همدیگه واقعا سخته. خودتون هم می‌تونین امتحان کنین. مردمی که توی شرق دور زندگی می‌کنن، تقریبا همه شبیه به هم‌اند. شاید فقط اونها رو بشه از روی لباس‌ها یا مدل ریش و موهاشون تشخیص بدیم. اما توی کره شمالی، باید حتما یه دوربین گردنش باشه تا بفهمیم Ri هست. چون تو کل کشور، فقط چند مدل مو هست که مردم می‌تونن اونجوری موهاشون رو بزنن. لیست و تصویر این چند مدل رو دادن به آرایشگاه‌ها و هر کسی می‌تونه از بین اونها، از توی اون لیست، یکی رو انتخاب کنه. حتما یاد مدل موی مسخره و چندش آور رهبرشون میفتین. اتفاقا این مدل هم تا چند سال پیش مجاز بود. و بیشتر مردم مجبور بودن برای کار توی جاهای دولتی، موهاشون رو اونجوری بزنن. Ri هم موهاش رو همونطوری می‌زد. اما بعدها، وقتی رهبر بزرگ‌تر شد و دید که خیلی از مردم شبیه اون هستن، این مدل رو هم ممنوع کرد. الان کسی نمی‌تونه موهاش رو اونطوری بزنه. همونطور که هیچکس هم نمی‌تونه اسمش رو “کیم” بذاره. چون اونم فقط برای رهبره.

 

بگذریم. Ri طی این سال‌ها که به عنوان عکاس دولتی کار می‌کرد خیلی خوشحال بود. اون جزو معدود افرادی بود که می‌تونست توی پایتخت زندگی کنه. زندگی توی پیونگ یانگ، پایتخت کره شمالی، فقط با مجوز ممکنه. باید مدارکتون رو بدین به اداره تجسس، تا اونها بنا به سطح تحصیلات و مفید بودنتون، اجازه بدن که نزدیک به محل زندگی رهبر زندگی کنین یا نه. سطح درآمدتون هم مهمه، اگر فقیر باشین، نباید توی پایتخت باشین. باید برین شهرهای دیگه.

 

Ri هر روز، در تمام هفته، حسابی کار می‌کرد. هر روزی که جلسه‌ای بود. هر روزی که دیداری بود. بعدها آروم آروم پیشرفت کرد. چون این اجازه رو داشت که از دور و با یک لنز تله بلند، از رهبر هم عکس بگیره. کم‌کم ترقی شغلی گرفت. هر روزی که رهبر یا یکی از سران دولتی می‌رفتن سفر، Ri هم همراهشون می‌رفت و سعی می‌کرد کارش رو درست انجام بده. اون باید همیشه لبخند می‌زد. همیشه. همه روز. به جز روز‌ مرگ رهبران قبلی یعنی پدر و پدر بزرگ کیم جونگ اون، که روز‌های سوگواری هست. چون تو این روز‌ها اگر کسی لبخند بزنه، اعدام می‌شه. Ri همه سال بدون وقفه و بدون خستگی کار می‌کرد. به عنوان یک عکاس کارش خیلی خطرناک و پر استرس بود. چون پیش روی رهبران کار می‌کرد. یادش میاد که یه روز “هیون یونگ چول” وزیر دفاع کره شمالی، سر یک جلسه‌ای چرت می‌زد و رهبر خیلی عصبانی شد. اون وزیر فردای همون روز اعدام شد تا دیگه یاد بگیره جلوی رهبر چرت نزنه.

 

به همین خاطر Ri تو این سال‌ها، همیشه لبخند می‌زد و خسته نبود. فقط عکس می‌گرفت. با زیباترین شکل ممکن. با رعایت قوانین. قوانین عکاسی از رهبر بسیار مهم هستند. مثلا هیچ وقت نباید تو فاصله‌ای نزدیک‌تر از دو متر به رهبر قرار بگیری. همچنین عکاسی از رهبر از روبرو هم ممنوع هست. احتمالا به این خاطر که نمی‌خوان توی عکس‌ها چاق بیفتند یا هرچی. بهرحال قوانین از این دست زیاد بود. اندازه کتابچه راهنمای دوربینش.

 

Ri خوش‌شانس بود. اون تونست در ۴۷ سالگی، از کره شمالی خارج بشه و جزو معدود انسان‌هایی باشه که در کره شمالی به دنیا اومدن و تونستن جایی بیرون از مرز‌های کره رو ببینن. اون با هیات همراه رهبر کره شمالی، به ویتنام رفت تا از دیدار “کیم جونگ اون” با ترامپ عکاسی کنه. درباره هدف عکاسان خبری، توی پادکست ترامپ و دروغ‌گو‌های اطراف او هم یه چیز‌هایی گفتم. هدف از این پوشش خبری، رساندن اخبار نبود. هدف این بود که با عکس‌هاش به مردم کشورش نشون بده که در تمام مذاکرات، رهبر کشورشون، دست بالا رو داشته و همواره بزرگ‌تر و قوی‌تر از ترامپ بوده.

 

بعد از پایان مذاکرات اون هم همراه هیات همراه به کره برگشت. برگشت و به خانواده‌ش درباره هواپیما گفت. درباره اینکه دنیا از اون بالا چقدر با روی زمین فرق داره. اینکه تو دنیا یه کشور‌های دیگه‌ای هم هست که مردمش راحت‌تر زندگی می‌کنن. کلی خاطره داشت که تعریف کنه. Ri برگشت به کره و چند روز بعدش، قرار شد همراه رهبر، برای شرکت در مراسمی که مربوط به انتخابات بود در پیونگ یانگ حاضر بشه. پیونگ یانگ پایتخت کره شمالی هست. راستی قبل از اینکه جریان حضور Ri رو براتون تعریف کنم، درباره انتخابات ریاست جمهوری توی کره هم یه توضیحی بدم. توی کره شمالی کیم ایل سونگ، یعنی بابابزرگ همین رهبر فعلی کره، رییس جمهور ابدی محسوب می‌شه. البته ایشون الان مرده دیگه، اما تا ابد رییس جمهور ابدی هست. رییس جمهور فعلی هم یعنی همین کیم خودمون که الان هست، هر پنج سال یه انتخابات برای انتخاب رییس جمهور برگزار می‌کنه. این انتخابات با حضور ۱۰۰ درصدی مردم کره شمالی برگزار می‌شه. چون هر کسی که توی این انتخابات شرکت نکنه خائن محسوب می‌شه و اعدام می‌شه. جالبه که خودش هم در پای صندوق‌های رای حضور پیدا می‌کنه. معلومه به کی هم رای می‌ده دیگه. به همونی که همه مردم هم به همون شخص رای می‌دن. به خودش.

 

در گزارشی که DailyMail منتشر کرد، ویدئویی رو می‌بینیم که از تلویزیون دولتی کره شمالی پخش شد. تصویری از رهبر کره شمالی رو می‌بینیم که از ماشین پیاده می‌شه و در حالی که دستش رو به سمت مردم تکون می‌ده، در حال پاسخ دادن به ابراز احساسات پرشور مردمی هست که به صورت خود‌جوش جلوی ماشین ایشون دارن بالا و پایین می‌پرن. Ri جلوی جمعیت و رو به رهبر در حال عکاسی هست. دوربین شبکه تلویزیونی رسمی کره، از پشت جمعیت پرشور، داره چهره زیبای رهبر رو نشون می‌ده. Ri برای اینکه یک زاویه خوب برای عکاسی پیدا کنه، یک لحظه از جای خودش بلند می‌شه و می‌شینه. شاید تو نگاه اول اصلا متوجه نشین. یعنی باید خیلی دقت کنین ببینین که چه اتفاقی افتاد. وقتی دوباره ویدئو رو پلی می‌کنین می‌بینین که برای چند ثانیه نوک فلاش دوربین Ri، تو اون زاویه‌ای که داریم می‌بینیم، از جلوی رهبر رد شد. از نگاه ما اینجوریه، از نگاه مدیر فیلمبرداری تلویزیون دولتی، فلاش Ri مانع دید مردم شده. و … بدین وسیله، او به مدت ۳ ثانیه بین مردم و رهبرشون قرار گرفت. پس بدین وسیله… مردمی که پای تلویزیون بودند در حال شگفتی از چهره رهبرشون بودن، به مدت ۳ ثانیه از دیدن چهره ایشون محروم شدند.

 

اون با این کار به صاحت پاک رهبر بی‌احترامی کرده و گناهکار شناخته شد. Ri به فاصله یک روز بعد، از کار برکنار شد. همون روز هم از حزب کارگران کره شمالی، که تنها حزب این کشور هم هست اخراج شد. بنابراین از همون روز به بعد، شهروند درجه دو کره شمالی محسوب می‌شه. شهروند درجه دو هم حق استفاده از نعمات و آزادی‌هایی که در اختیار شهروندان درجه یک این کشور قرار داره رو نداره. آزادی‌هایی مثل تماشای سخنرانی‌های رهبر از تلویزیون، حق انتخاب محل زندگی یا حق دریافت حقوق برای کار.

 

مذاکرات ترامپ و کیم، به نتیجه‌ای نرسید. اما خوشبختانه ترامپ خواستار تحریم‌های بیشتر نشد و به خبرنگارا گفت که “نمی‌خواهد درباره افزایش تحریم‌های کره شمالی صحبت کند چرا که مردم آنجا هم باید زندگی کنند”. منظورش مردم کره شمالی بود. از Ri دیگه خبری نیست. فقط می‌دونیم مجرم شناخته شده. فیلم جرمش رو می‌ذارم توی وب‌سایت تا اگر دوست داشتید ببینید.

 

راستی. من تو همه این پادکست، کشور کره رو کره شمالی نامیدم. این یک نام غیر رسمی هست. نام رسمی این کشور: جمهوری دموکراتیک خلق کره است. جمهوری به معنی حکومتی که رهبران آن، توسط مردم انتخاب می‌شن. برای یک دوره مشخص. نه برای همیشه. دموکراتیک هم یعنی کشوری که آزادی بیان، آزادی اندیشه، آزادی مطبوعات و اینجور آزادی‌ها رو داره. خلق هم می‌شه مردم دیگه. جمهوری دموکراتیک مردم کره

 

لحظه عکاسی از کیم جونگ اون را در ویدئو زیر ببینید: