سینما، تنها روایتگر داستانها نیست؛ بلکه دنیاییست پر از نشانهها، تکنیکها و زبان ویژهای که برای درک بهتر آن باید با واژگان تخصصیاش آشنا شد. وقتی فیلمی را تماشا میکنیم، بیآنکه متوجه باشیم، در معرض مجموعهای از انتخابهای هنری و فنی قرار میگیریم که از پیش، با دقت و ظرافت طراحی شدهاند. از نحوهی حرکت دوربین تا نوع نورپردازی، از محل قرارگیری بازیگر در قاب تا طراحی صحنه و لباس، هر یک از این عناصر نقشی کلیدی در انتقال حس، مفهوم و روایت دارند.
شناخت اصطلاحات سینمایی نهتنها برای دانشجویان رشته فیلم و رسانه یا فیلمسازان تازهکار ضروریست، بلکه برای هر علاقهمند جدی به سینما، مسیریست برای عمیقتر دیدن و حرفهایتر تحلیل کردن. چرا وقتی کارگردانی میگوید «کات»، همه ساکت میشوند؟ چه تفاوتی میان «مدیوم کلوزآپ» و «کلوزآپ» وجود دارد؟ یا چرا حفظ «راکورد» تا این اندازه مهم است؟ دانستن پاسخ این پرسشها به ما کمک میکند تا نگاه دقیقتری به فیلمها داشته باشیم و لایههای پنهانتری از معنای آنها را کشف کنیم.
در این مطلب تلاش کردهایم مجموعهای جامع از مهمترین و پرکاربردترین اصطلاحات سینمایی را با زبانی روان و درعینحال حرفهای گردآوری کنیم. از واژگان مربوط به فیلمبرداری، نورپردازی و تدوین گرفته تا اصطلاحات مربوط به روایت، ساختار و حتی تجهیزات فنی پشت صحنه. هدف ما این است که مخاطب پس از مطالعه این فهرست، با درک و شناختی بهتر، دنیای فیلمها را مرور کند و از تماشای آنها لذت بیشتری ببرد. اگر شما هم از آن دسته تماشاگرانی هستید که میخواهند درک عمیقتری از دنیای سینما داشته باشند، این مطلب برای شما نوشته شده است. همچنین اگر اصطلاحی میشناسید که جایش در این فهرست خالیست، خوشحال میشویم آن را با ما و دیگر خوانندگان به اشتراک بگذارید.
میزانسن (Mise-en-scène)
واژهای برگرفته از تئاتر که در سینما به همه عناصر بصری درون قاب اشاره دارد؛ از طراحی صحنه و لباس گرفته تا دکور، نورپردازی، چیدمان اشیا و حرکات بازیگران. میزانسن بهنوعی زبان بصری فیلم بهشمار میرود.
دکوپاژ (Decoupage)

از وظایف اصلی کارگردان پیش از آغاز فیلمبرداری است. دکوپاژ به معنای تجزیه فیلمنامه به نماهای دقیق، تعیین محل و حرکت دوربین، نوع نورپردازی، زاویه دید، میزانسن و دیالوگها است. دکپاژ در واقع ترجمه تصویری فیلمنامه است.
کِلاکت (Clapperboard)

ابزاری ضروری در فرآیند تولید فیلم است که اطلاعاتی همچون شماره سکانس، پلان، برداشت، نام کارگردان و فیلمبردار را ثبت میکند. این تخته، پیش از هر برداشت در مقابل دوربین قرار میگیرد و اطلاعات آن با صدای بلند خوانده میشود.
منشی صحنه (Script Supervisor)
نقشی کلیدی در حفظ نظم و تداوم صحنهها دارد. منشی صحنه موظف است اجرای دقیق دکوپاژ و حفظ راکورد در تمام پلانها را کنترل کند.
کات دادن کارگردان (Director’s Cut)
دستور توقف فیلمبرداری توسط کارگردان، چه برای رفتن به پلان بعدی و چه برای تکرار برداشت، اصطلاحاً «کات دادن» نامیده میشود.
راکورد (Continuity)
واژهای برگرفته از موسیقی که در سینما به حفظ تداوم بصری و محتوایی میان نماها اشاره دارد؛ از لباس و چیدمان صحنه گرفته تا حالت چهره و دیالوگها. این موضوع از وظایف منشی صحنه است.
برداشت (Take)
از لحظهای که دوربین شروع به ضبط میکند تا زمانی که متوقف میشود، یک برداشت انجام شده است. هر پلان ممکن است چندین برداشت داشته باشد.
اصطلاحات مرتبط با تدوین
کات (Cut)
برش نماها و انتقال بین آنها در فرآیند تدوین. کات ابزار اصلی روایت در سینمای مدرن است.
راف کات (Rough Cut)
اولین نسخه مونتاژشده از فیلم که ترتیب صحنهها را بدون افکتهای نهایی یا تنظیمات دقیق صدا و رنگ، بر اساس فیلمنامه تنظیم میکند.
فاین کات (Fine Cut)
نسخه نهایی و تکمیلشده تدوین، که پس از بازبینیهای متعدد، به لحاظ ریتم، زمانبندی و ساختار تصویری به کمال میرسد.
جامپ کات (Jump Cut)
نوعی کات نامناسب یا عمدی که باعث ایجاد پرش بصری شده و مخاطب متوجه تغییر در تداوم زمانی یا مکانی میشود.
دستهبندی ژانرها
ژانر (Genre)
ژانر به دستهبندی فیلمها بر اساس مضامین، سبک روایی و ویژگیهای بصری گفته میشود. از جمله ژانرهای اصلی میتوان به اکشن، درام، کمدی، ترسناک، علمی-تخیلی و… اشاره کرد.
ساختار روایی و تصویری فیلم
پلان / نما / شات (Shot)
کوچکترین واحد تصویری در فیلم است. نماها بر اساس زاویه دوربین و فاصله از سوژه تقسیمبندی میشوند:
- نمای مادر (Master Shot): نمای کلی از یک صحنه؛ مثلاً کل فضای خانه.
- نمای خاص (Specific Shot): تمرکز بر بخشی از صحنه؛ مانند نمای درِ خانه.
سکانس (Sequence)
ترکیبی از چند پلان مرتبط است که یک بخش کامل از روایت را تشکیل میدهد.
پلان سکانس (Plan Sequence)
به سکانسی گفته میشود که در یک برداشت بلند و بدون قطع فیلمبرداری میشود.
انواع نماها




- اکستریم کلوزآپ (Extreme Close-Up): تمرکز بسیار نزدیک بر جزئیاتی مانند چشم یا دهان.
- کلوزآپ (Close-Up): نمایی از چهره بازیگر؛ از گردن تا بالای سر.
- مدیوم کلوزآپ (Medium Close-Up): نمایی از سینه به بالا.
- مدیوم شات (Medium Shot): از کمر به بالا؛ نمایی متداول در دیالوگها.
- کابوی شات (Cowboy Shot): از ران به بالا؛ رایج در سینمای وسترن.
- مدیوم لانگ شات (Medium Long Shot): از زانو به بالا.
- فولشات (Full Shot): نمایش تمام قد بازیگر.
- لانگ شات (Long Shot): بازیگر تمام قد و بخشی از محیط پیرامون دیده میشود.
- اکستریم لانگ شات (Extreme Long Shot): تمرکز بر محیط؛ بازیگر به صورت بسیار کوچک دیده میشود.


زاویههای دوربین

- زاویه بالا (High Angle): دوربین از بالا به سوژه نگاه میکند؛ القاگر ضعف یا ترس.
- زاویه پایین (Low Angle): دوربین از پایین مینگرد؛ نماد قدرت و سلطه.
- نمای روی شانه (Over The Shoulder): رایج در مکالمات دو نفره.
- زاویه دید شخصیت (POV – Point of View): نمایش آنچه شخصیت میبیند.

مفاهیم روایی و اقتباسی
- آداپته (Adaptation): اقتباس از آثار ادبی، نقاشی یا دیگر رسانهها برای ساخت فیلم.
- آرک (Arc): منبع نور قدرتمند، غالباً برای صحنههای بزرگ.
- آنونس (Trailer): پیشنمایش تبلیغاتی از فیلم.
- اپیزود (Episode): هر قسمت مستقل از یک مجموعه.
- فلاشبک (Flashback): بازگشت به گذشته در روایت.
- فلاش فوروارد (Flashforward): اشاره به آینده در داستان.
تولید و فنی

- استودیو (Studio): فضای بستهای برای فیلمبرداری که موقعیتهای مختلف بازسازی میشود.
- اکشن (Action): دستور کارگردان برای آغاز حرکت.
- بدلکار (Stunt Double): فرد حرفهای که در صحنههای خطرناک بهجای بازیگر ظاهر میشود.
- تراولینگ (Tracking Shot): حرکت دوربین روی ریل به جلو یا عقب.
- پن (Pan): حرکت افقی دوربین.
- تیلت (Tilt): حرکت عمودی دوربین.
- دالی این/اوت (Dolly In/Out): حرکت دوربین به سمت سوژه یا دور شدن از آن روی ریل.
- دالی زوم (Dolly Zoom): ترکیب زوم با حرکت دالی؛ ایجاد حس سرگیجه.
- زوم این/اوت (Zoom In/Out): تغییر فاصله کانونی لنز برای نزدیک یا دور کردن سوژه.
صدا، تدوین و رنگ

- تدوین (Editing): ترکیب و ترتیب نماها برای ساخت روایت نهایی.
- صداگذاری (Sound Design): افزودن صداهای محیطی، موسیقی و دیالوگها در مرحله تدوین.
- صدابردار (Sound Recordist): فردی که صدای صحنه را در هنگام فیلمبرداری ضبط میکند.
- بوم (Boom): میلهای برای نگهداری میکروفون خارج از کادر.
- اتالوناژ (Color Grading): اصلاح و تنظیم رنگها در مرحله نهایی تدوین.
نمایش و پخش

- تیتراژ (Credits): معرفی عوامل فیلم در ابتدای یا انتهای آن.
- پرده سینما (Screen): صفحهای که فیلم روی آن نمایش داده میشود.
- شرکت پخش (Distributor): مسئول توزیع و اکران فیلم در سینماها.
سینما، صرفاً تماشای یک فیلم نیست؛ بلکه تجربهای پیچیده و چندلایه است که با ظرافتی بینظیر از هنر، تکنولوژی، روایتپردازی و احساس شکل گرفته است. هر اصطلاحی که در این نوشتار مرور شد، بخشی از پازل بزرگیست که ساخت یک فیلم را ممکن میسازد. از «میزانسن» تا «دالی زوم»، از «ژانر» تا «فلاشبک»، همهی این واژگان نهتنها ابزار کار سینماگران هستند، بلکه کلیدهاییاند برای درک عمیقتر آنچه بر پرده نقرهای میگذرد.
وقتی بینندهای با درک درستی از اصطلاحات سینمایی به تماشای فیلمی مینشیند، آن فیلم دیگر تنها سرگرمی نیست. هر کات، هر قاب، هر حرکت دوربین و هر میزان نور معنا پیدا میکند. تماشای فیلم به یک مطالعهی بصری تبدیل میشود؛ به تجربهای دقیقتر، غنیتر و لذتبخشتر.
درک مفاهیم فنی سینما به این معنا نیست که لذت تماشای یک فیلم صرفاً به تحلیل و تکنیک محدود شود؛ بلکه اتفاقاً باعث میشود بتوانیم بیشتر قدردان خلاقیت فیلمسازان باشیم، جزئیاتی را ببینیم که پیشتر از دیدمان پنهان بودهاند و به جای آنکه فقط مخاطب منفعل باشیم، به تماشاگرانی کنجکاو، تحلیلگر و مشارکتجو تبدیل شویم.
در پایان، دانستن این اصطلاحات به ما کمک میکند با سینما به زبان خودش صحبت کنیم. چه هدفمان تولید فیلم باشد، چه تحلیل، چه صرفاً تماشای آگاهانه، این واژگان ابزاریاند برای درک بهتر جهان سینما. جهانی که هرچقدر عمیقتر واردش شویم، شگفتانگیزتر، انسانیتر و جذابتر جلوه میکند.
اگر هنوز واژه یا اصطلاحی هست که به نظرت باید در این فهرست قرار بگیرد، خوشحال میشویم آن را با ما به اشتراک بگذاری. چرا که سینما، همچون زبان، در حال تکامل است؛ و شناخت آن، سفریست بیپایان در دل تصویر و صدا.


سلام در تکمیل تعریف اتالوناژ (Color Grading) فرآیندی است که در مرحله پستولید فیلم یا ویدیو انجام میشود و شامل تنظیم و اصلاح رنگها، کنتراست، و نور تصاویر است. هدف اصلی اتالوناژ، ایجاد حس و حال مناسب، بهبود زیبایی بصری، و یکپارچهسازی رنگها در کل اثر است.
در واقع، اتالوناژ به فیلمسازان و تدوینگران این امکان را میدهد که:
* ایجاد حس و حال خاص: با تغییر رنگها، میتوان حس و حال خاصی را به مخاطب القا کرد. برای مثال، رنگهای گرم میتوانند حس صمیمیت و گرما را منتقل کنند، در حالی که رنگهای سرد میتوانند حس تنهایی و انزوا را القا کنند.
* بهبود کیفیت تصاویر: اتالوناژ میتواند مشکلات مربوط به نورپردازی و رنگها را در تصاویر اصلاح کند و کیفیت کلی تصاویر را بهبود بخشد.
* یکپارچهسازی رنگها: در فیلمهایی که در لوکیشنهای مختلف و با دوربینهای متفاوت فیلمبرداری شدهاند، اتالوناژ میتواند رنگها را یکپارچه کند و از ناهماهنگیهای بصری جلوگیری کند.
* افزایش جذابیت بصری: با استفاده از تکنیکهای مختلف اتالوناژ، میتوان تصاویر را جذابتر و چشمنوازتر کرد.
به طور خلاصه، اتالوناژ یک ابزار قدرتمند در دست فیلمسازان و تدوینگران است که به آنها کمک میکند تا تصاویر را به بهترین شکل ممکن به نمایش بگذارند.
مقاله مفیدی بود ،سپاسگزارم .
سلام دوست عزیز نورنگاری
خوشحالم که مقاله براتون مفید بوده ممنون از ثبت نظرتون 🌹🙏
سلام برای یادگیری اصطلاحات دیگه در ویرایش عکس شما دوره آموزشی دارید؟
سلام دوست عزیز! برای یادگیری اصطلاحات ویرایش عکس، منابع آموزشی مختلفی وجود داره که میتونید از آنها استفاده کنید.
دوره جامع فتوشاپ :آموزش حضوری روتوش ویرایش عکسدورههای آنلاین، یوتیوب، کتاب، مقالات. اصطلاحات را در عمل، با فلش کارت و بحث با دیگران یاد بگیرید.
سلام ممنون مقاله بسیار کاربردی بود.
سلام دوست عزیز نورنگاری
خوشحالم که مقاله براتون کاربردی بوده ممنون از ثبت نظرتون 🌹🙏
ممنون از مطالب مختصر و مفیده سایتتون🙏🏻🥰
سپاس از حسن توجه شما دوست عزیز 🌹🙏
سپاس
خلاصه و مفید