- چرا بعضی عکسها دیگر شبیه عکس نیستند؟
- عکاسی آبستره چیست؟
- فرانکو فونتانا؛ عکاسی که رنگ را به سوژه اصلی تبدیل کرد
- عکاسی آبستره؛ فاصله گرفتن از واقعیت یا نزدیک شدن به آن؟
- تحلیل عکس اول؛ وقتی منظره به رابطهای میان رنگها تبدیل میشود
- دیدن پیش از نامگذاری
- آموزش عکاسی آبستره؛ از مشاهده تا خلق تصویر
- تحلیل عکس دوم؛ قدرت حذف در عکاسی انتزاعی
- چرا حذف گاهی از نمایش کامل قدرتمندتر است؟
- تحلیل عکس سوم؛ وقتی معماری به هندسه تبدیل میشود
- چگونه عکاسی آبستره را تمرین کنیم؟
- مهمترین درس فرانکو فونتانا برای عکاسان
- جمعبندی
چرا بعضی عکسها دیگر شبیه عکس نیستند؟
عکاسی از نخستین روزهای پیدایش خود با واقعیت پیوندی عمیق داشته است. دوربین ابزاری بود برای ثبت جهان؛ برای نگه داشتن چهرهها، مکانها و رویدادها. به همین دلیل بسیاری از ما هنوز هم وقتی به یک عکس نگاه میکنیم، نخستین پرسشمان این است: «این چیست؟»
اما در طول تاریخ عکاسی، هنرمندانی ظهور کردهاند که این پرسش را به چالش کشیدهاند. آنها به جای آنکه عکس را ابزاری برای معرفی جهان بدانند، آن را راهی برای کشف ظرفیتهای بصری جهان تلقی کردهاند. در آثار این عکاسان، فرم، رنگ، ریتم، بافت و رابطه میان عناصر تصویری گاه اهمیت بیشتری از خود سوژه پیدا میکند.
عکاسی آبستره یا عکاسی انتزاعی از همین نقطه آغاز میشود؛ جایی که عکس دیگر صرفاً درباره اشیا نیست، بلکه درباره شیوه دیدن آنهاست.
در میان عکاسانی که نقش مهمی در گسترش این نگاه داشتهاند، نام فرانکو فونتانا (Franco Fontana) بیش از بسیاری دیگر میدرخشد. او نشان داد که حتی آشناترین مناظر و روزمرهترین صحنهها نیز میتوانند به تصاویری تبدیل شوند که مرز میان عکاسی، نقاشی و تجربه ناب بصری را از میان برمیدارند.

عکاسی آبستره چیست؟
عکاسی آبستره یا انتزاعی شاخهای از عکاسی هنری است که در آن هدف اصلی، نمایش مستقیم واقعیت نیست. در این سبک، عکاس تلاش میکند عناصر بصری مانند رنگ، فرم، خط، بافت، الگو و نور را برجسته کند و مخاطب را از نگاه صرفاً توصیفی به سمت تجربهای عمیقتر از تصویر هدایت کند.
در عکاسی آبستره ممکن است سوژه کاملاً قابل تشخیص نباشد یا تنها بخشی از آن دیده شود. گاهی حتی مخاطب نمیداند دقیقاً با چه چیزی روبهرو است، اما همچنان تصویر بر او تأثیر میگذارد.
به همین دلیل بسیاری از منتقدان معتقدند عکاسی آبستره بیش از آنکه درباره «آنچه میبینیم» باشد، درباره «چگونه دیدن» است.
فرانکو فونتانا؛ عکاسی که رنگ را به سوژه اصلی تبدیل کرد
Franco Fontana یکی از تأثیرگذارترین عکاسان معاصر در حوزه عکاسی رنگی و انتزاعی محسوب میشود. او از دهه ۱۹۶۰ میلادی با رویکردی متفاوت به عکاسی منظره، معماری و خیابانی شناخته شد.
در زمانی که بسیاری از عکاسان همچنان به ثبت واقعگرایانه جهان توجه داشتند، فونتانا با استفاده از رنگهای اشباعشده، کادربندیهای مینیمال و حذف عناصر اضافی، تصاویری خلق کرد که بیشتر به نقاشیهای مدرن شباهت داشتند تا عکسهای متعارف.
وی نشان داد که یک مزرعه، یک خیابان یا حتی یک دیوار ساده میتواند به اثری هنری تبدیل شود؛ به شرط آنکه عکاس بتواند روابط بصری پنهان در آن را کشف کند.
عکاسی آبستره؛ فاصله گرفتن از واقعیت یا نزدیک شدن به آن؟
یکی از برداشتهای رایج درباره عکاسی آبستره این است که این سبک از واقعیت فاصله میگیرد. اما شاید بتوان گفت ماجرا دقیقاً برعکس است.
عکاس آبستره جهان را ترک نمیکند؛ او به لایهای از جهان توجه میکند که معمولاً نادیده گرفته میشود.
در زندگی روزمره، ما اشیا را از طریق نامهایشان میشناسیم. درخت را به عنوان درخت، خیابان را به عنوان خیابان و ساختمان را به عنوان ساختمان میبینیم. این فرایند شناخت برای زندگی ضروری است، اما همزمان باعث میشود بسیاری از کیفیتهای بصری جهان را از دست بدهیم.
پیش از آنکه یک درخت «درخت» باشد، مجموعهای از خطوط، سطوح، سایهها و بافتهاست.
پیش از آنکه یک ساختمان «ساختمان» باشد، از نسبتهای هندسی، رنگها و احجام تشکیل شده است.
عکاسی آبستره تلاشی است برای بازگشت به این سطح بنیادینتر از تجربه دیداری.
تحلیل عکس اول؛ وقتی منظره به رابطهای میان رنگها تبدیل میشود
در نگاه نخست، این عکس بسیار ساده به نظر میرسد؛ آسمانی آبی، زمینی زرد و چند ابر سفید.
اما هرچه بیشتر به تصویر نگاه میکنیم، بیشتر متوجه میشویم که فونتانا تقریباً تمام عناصر توصیفی منظره را حذف کرده است.

هیچ درختی دیده نمیشود.
هیچ خانهای وجود ندارد.
هیچ نشانهای برای تشخیص مکان وجود ندارد.
در نتیجه، چشم بیننده پیش از آنکه با مفهوم «مزرعه» روبهرو شود، با سطوح رنگی مواجه میشود.
این عکس نمونهای روشن از نگاه فونتاناست. او نمیخواهد منظرهای را توصیف کند؛ او میخواهد رنگ را به موضوع اصلی تصویر تبدیل کند.
به همین دلیل است که این عکس با وجود ثبت شدن در جهان واقعی، بیشتر یادآور نقاشیهای مینیمالیستی و انتزاعی است.
دیدن پیش از نامگذاری
شاید مهمترین ویژگی آثار فونتانا همین باشد؛ او ما را وادار میکند برای لحظهای نام اشیا را فراموش کنیم.
اگر هنگام تماشای این عکس واژههای «آسمان» و «مزرعه» را کنار بگذاریم، آنچه باقی میماند تجربهای ناب از رنگ، فرم و نسبتهای بصری است.
این تجربه یکی از مهمترین اهداف عکاسی آبستره محسوب میشود؛ دیدن جهان پیش از آنکه ذهن آن را در قالب مفاهیم آشنا طبقهبندی کند.
آموزش عکاسی آبستره؛ از مشاهده تا خلق تصویر
اگر به عکاسی آبستره و سبکهای خلاقانه عکاسی علاقهمند هستید، یادگیری اصول ترکیببندی، شناخت رنگ، نورپردازی و زبان تصویر اهمیت زیادی دارد.
در آموزشگاه نورنگار، هنرجویان علاوه بر مباحث فنی عکاسی، با نگاه عکاسان بزرگ جهان آشنا میشوند و یاد میگیرند چگونه از سوژههای روزمره، تصاویری هنری و متفاوت خلق کنند.
بسیاری از مهارتهایی که در آثار فرانکو فونتانا مشاهده میکنیم، مانند کادربندی خلاقانه، سادهسازی صحنه و توجه به رنگ، مهارتهایی هستند که میتوان آنها را آموخت و تمرین کرد.
تحلیل عکس دوم؛ قدرت حذف در عکاسی انتزاعی
اگر در عکس نخست، آبستره از طریق تقلیل منظره شکل میگرفت، در این تصویر از طریق حذف اطلاعات رخ میدهد.
در نگاه معمول، ما انتظار داریم یک پرتره یا صحنه خیابانی اطلاعات کاملی در اختیارمان بگذارد. میخواهیم چهره را ببینیم، فضا را بشناسیم و داستان را بفهمیم.

اما فونتانا مسیر دیگری را انتخاب میکند.
صورت زن از کادر حذف شده است.
بدن او به صورت کامل دیده نمیشود.
فضای اطراف نیز به حداقل رسیده است.
در نتیجه، مخاطب کمتر درگیر روایت میشود و بیشتر به ساختار تصویر توجه میکند.
در اینجا انسان دیگر صرفاً یک سوژه نیست؛ او به یکی از عناصر ترکیببندی تبدیل شده است.
چرا حذف گاهی از نمایش کامل قدرتمندتر است؟
بخش مهمی از هنر مدرن بر این ایده استوار است که حذف میتواند به اندازه نمایش اهمیت داشته باشد.
وقتی همه چیز دیده میشود، ذهن مسیر آسانی برای فهم تصویر پیدا میکند. اما وقتی بخشی از اطلاعات حذف میشود، مخاطب ناچار است فعالانه در ساخت معنا مشارکت کند.
فونتانا از این ظرفیت به شکلی استادانه استفاده میکند و به جای آنکه جهان را کامل نشان دهد، بخشی از آن را کنار میگذارد تا توجه مخاطب را به عناصر بصری تصویر جلب کند.
تحلیل عکس سوم؛ وقتی معماری به هندسه تبدیل میشود
شاید این تصویر بیش از هر عکس دیگری نشان دهد که چرا آثار فونتانا در مرز میان عکاسی و نقاشی قرار میگیرند.
در اینجا ساختمانها هنوز وجود دارند، اما کارکردشان اهمیت خود را از دست داده است.
آنچه در برابر ما قرار دارد مجموعهای از خطوط، سطوح رنگی و روابط هندسی است.

رنگهای آبی، زرد، قرمز و خاکستری در کنار یکدیگر ساختاری میسازند که به آثار نقاشان انتزاعی قرن بیستم شباهت دارد.
بیننده کمتر میپرسد:
«این ساختمان کجاست؟»
و بیشتر میپرسد:
«این فرمها چگونه با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند؟»
این تغییر پرسش، یکی از مهمترین نشانههای ورود به قلمرو عکاسی آبستره است.
چگونه عکاسی آبستره را تمرین کنیم؟
اگر قصد دارید وارد دنیای عکاسی آبستره شوید، این تمرینها میتوانند نقطه شروع مناسبی باشند:
- روی رنگها تمرکز کنید.
- از کادربندیهای غیرمعمول استفاده کنید.
- به سراغ جزئیات بروید.
- سایهها و خطوط را به سوژه اصلی تبدیل کنید.
- بخشی از سوژه را از کادر خارج کنید.
- الگوهای تکرارشونده را پیدا کنید.
- از معماری و عناصر شهری برای خلق فرمهای هندسی بهره بگیرید.
به مرور زمان متوجه خواهید شد که جهان اطراف سرشار از سوژههای آبستره است؛ کافی است شیوه نگاه کردن خود را تغییر دهید.
مهمترین درس فرانکو فونتانا برای عکاسان
بسیاری از عکاسان تصور میکنند برای ثبت تصاویر متفاوت باید به دنبال سوژههای عجیب، مکانهای دورافتاده یا تجهیزات گرانقیمت باشند.
اما آثار فونتانا نشان میدهد تفاوت اصلی در جهان بیرون نیست؛ در شیوه دیدن است.
او رنگ را از دل منظره بیرون میکشد.
هندسه را در دل معماری پیدا میکند.
و ریتم را در دل زندگی روزمره آشکار میسازد.
این همان مهارتی است که هر عکاس میتواند آن را در خود پرورش دهد.
جمعبندی
عکاسی آبستره را نمیتوان صرفاً یک سبک یا مجموعهای از تکنیکها دانست. در عمیقترین سطح، این شیوهای برای مواجهه با جهان است؛ تلاشی برای دیدن آنچه پشت عادتهای روزمره پنهان شده است.

آثار فرانکو فونتانا نمونهای درخشان از این رویکرد هستند. او نشان میدهد که عکاسی انتزاعی الزاماً به معنای فاصله گرفتن از واقعیت نیست، بلکه میتواند راهی برای نزدیک شدن به لایههای بنیادینتر تجربه دیداری باشد.
شاید به همین دلیل است که پس از تماشای عکسهای او، جهان پیرامون اندکی متفاوت به نظر میرسد. نه به این دلیل که جهان تغییر کرده است، بلکه چون شیوه نگاه کردن ما تغییر کرده است.
اگر شما هم دوست دارید فراتر از ثبت ساده تصاویر حرکت کنید و زبان بصری عکاسی را عمیقتر بیاموزید، دورههای آموزش عکاسی نورنگار فرصتی مناسب برای توسعه مهارتهای هنری و فنی شما خواهند بود. گاهی تنها چیزی که برای خلق عکسهای متفاوت نیاز داریم، نه یک دوربین جدید، بلکه نگاهی تازه به جهان است.مقالات پیشنهادی برای مطالعه بیشتر
برای آشنایی بیشتر با مفاهیم مطرحشده در این مقاله، پیشنهاد میکنیم مطالب زیر را نیز مطالعه کنید:
مقاله مرتبط: آشنایی با عکاسی مینیمال ؛ زیبایی ساده در هنر عکاسی
مقاله مرتبط: اهمیت رنگ در ترکیببندی عکاسی ؛ تاثیر رنگهای گرم و سرد در عکاسی

