چرا از کانن به نیکون تغییر برند دادم

http://nationalparksatnight.com/

چرا از کانن به نیکون تغییر برند دادم

Lance Keimig امروز یکی از کاربران نیکون و یک عکاسی حرفه‌ای در شاخه عکاسی نجوم و شب است. او که اغلب ویرایش‌هایش را روی کامپیوتر اپل انجام می‌دهد، تا پیش از این یک کاربر کانن بوده است. او می‌گوید چیزهایی که برخی مردم درباره کاربران اپل و کامپیوتر یا نیکون و کانن می‌گویند، اغلب موارد خیلی تخصصی نیست و بیشتر یک بحث و گفتگوی برای گذران وقت است. به همین دلیل تصمیم گرفت که به صورت تخصصی دلایل خودش را برای کوچ از کانن به نیکون توضیح دهد. این مقاله ترجمه‌ای است که آنچه که او در وب‌سایت B&H منتشر کرده است و اگرچه در برخی از موارد برای خود من هم جالب بود، اما لزوماً نظر شخصی من به عنوان مترجم یا اظهارنظر نورنگار محسوب نمی‌شود.

why-i-switched-from-canon-to-nikon-2

Camera: Canon 5D MKII and 28mm PC Nikkor lens; Aperture: f/8; Shutter Speed: 30 seconds; ISO: 1600Lance Keimig

نخستین دوربین Keimig یک دوربین Canon A1 بود که آن را در سال ۱۹۸۵ خرید. او در سال ۱۹۸۹ پس از گذراندن یک دوره عکاسی نجوم و شب، به این شاخه از عکاسی علاقه شدیدی پیدا کرد. خود او می‌گوید: “من دوربینم را از A1 به کانن T90 تغییر دادم و تا زمانی که برای اولین بار یک دوربین دیجیتال خریدم، هرگز از فوکوس خودکار استفاده نکردم”
در سال‌های اولیه که دوربین‌های دیجیتال به بازار آمدند، کیفیت این دسته از دوربین‌ها جوابگوی نوردهی‌های طولانی در عکاسی نجوم و شب نبود و به همین دلیل Keimig مجبور شد تا به سمت دوربین‌های مدیوم فرمت مانند Hasselblad و Ebony 6×9 برود. او در این باره می‌گوید: “من برای اغلب کارهای تجاری از دوربین‌های ۳۵mm استفاده می‌کردم تا اینکه در سال ۲۰۰۵ دوربین EOS 5D را خریدم”.

جابجایی

Keimig در سال ۲۰۰۹ با به بازار آمدن Canon 5D Mark II، آن را تهیه کرد و بعد از آن با این دوربین و همچنین دوربین Canon EOS 6D که اغلب اجاره می‌کرد کار می‌کرد. او می‌گوید که با معرفی EOS 5D Mark III قصد داشت تا دوربینش را عوض کند، اما وقتی می‌بیند که به‌روزرسانی در این دوربین چندان تغییری در کیفیت دوربین ایجاد نمی‌کند، از خرید آن صرف‌نظر می‌کند و به استفاده از همان EOS 5D MK II و EOS 6D ادامه می‌دهد. او تا همین دو سال پیش در نظر داشت تا دوربین ۶D را بخرد که در سال ۲۰۱۴ نیکون دوربین D750 را معرفی می‌کند. بنابراین یک‌بار برای یکی از پروژه‌های عکاسی‌اش این دوربین را اجاره می‌کند. تجربه اولیه او با Nikon D750 خیلی جالب است: “عکس‌ها خیلی پرکنتراست بود. به همین علت مجبور بودم سایه‌ها و تاریکی‌ها را در کامپیوتر در بیاورم. اما کیفیت فایل‌های این دوربین بسیار بهتر از دوربین‌های کاننی که دیده بودم و واقعا بیش از انتظارم بود.”

why-i-switched-from-canon-to-nikon-3

Camera: Nikon D 750 and 24-120 Nikon lens at 70mm; Aperture: f/11; Shutter Speed: 2 seconds; ISO: 6400Lance Keimig

او چند بار دیگر این دوربین را اجاره می‌کند و نهایتا تصمیم خودش را می‌گیرد: “بالاخره تصمیم خودم را گرفتم و در بهار ۲۰۱۵ یک Nikon D750 خریدم. در عکس‌های کانن، میزان نویز خصوصا در پس‌زمینه یکدست و صاف آسمان، در جاهایی که نور کم است، خیلی به چشم می‌آید. ولی نیکون حتی در مناطق تاریک آسمان هم تقریبا بدون نویز است. البته الگوی نویز این دو دوربین کاملا با هم متفاوت است. نویز کانن شبیه به دانه‌های ریز شن پراکنده روی تمام عکس است. اما نویز نیکون بیشتر شبیه به پیکسل‌های داغ‌شده است که در نوردهی‌های طولانی در تصویر به وجود می‌آید. برداشتن این پیکسل‌ها در کامپیوتر خیلی ساده‌تر است”. نکته دیگری که او را شگفت‌زده می‌کند کارآیی فوق‌العاده D750 در دماهای بالا بود: “در دمای حدود ۵۰ درجه با نوردهی طولانی ۳۰ دقیقه‌ای با حساسیت ISO 800 تقریبا هیچ مشکلی نداشتم”.

کارآیی در حساسیت‌های بالا و Dynamic Range عالی

عکاسی نجوم و شب همیشه نیازمند نوردهی‌های طولانی و استفاده از حساسیت‌های بالا در دوربین‌‌ است. من تقریبا نمی‌توانستم با Canon 5D Mark II، آسمان شب و منظومه راه‌شیری را عکاسی کنم. به همین دلیل برای این کار دوربین EOS 6D را اجاره می‌کردم که وضعیت نویز آن به مراتب بهتر از EOS 5D بود. اما با Nikon D750 تقریبا هیچ تفاوتی محسوسی بین استفاده از حساسیت ۱۰۰ تا ۱۲۸۰۰ وجود ندارد. مثلا می‌توانم به راحتی دوربین را روی حساسیت ISO 800 قرار بدهم و تا ۸ دقیقه نوردهی کنم و با باز هم تصاویر نویز قابل‌توجهی ندارند.

why-i-switched-from-canon-to-nikon-4Camera: Nikon D 750 and 24-120 Nikon lens at 24mm; Aperture: f/11; Shutter Speed: 152 seconds; ISO: 200Lance Keimig

نیکون از حسگر‌های فوق‌العاده سونی استفاده می‌کند و می‌توانم برای اینکه قسمت‌های روشن، خوب از آب دربیاید، قسمت‌های تاریک عکس‌ها را حتی تاریک‌تر از حالت عادی عکاسی کنم و بعد در نرم‌افزار، نور قسمت‌های تاریک را زیاد کنم. جالب اینجاست که برخلاف انتظارم این کار باعث ایجاد نویز نمی‌شد، اما درباره EOS 6D مجبور بودم این کار را با دو عکس متفاوت انجام بدهم. چون افزایش نور Shadows در فایل‌های خام این دوربین در کامپیوتر، به شدت موجب افزایش نویز تصویر در آن نواحی می‌شد.

و اما چه چیز‌هایی را روی کانن دوست داشته است؟

چیزی که Keimig با تعویض برند از دست داده است، کیفیت بالاتر پخش LiveView تصاویر در Canon است. او در این باره می‌گوید: “با اینکه کیفیت عکس‌های نیکون به مراتب بالاتر از همتای کانن خودش است، اما کیفیت LiveView نیکون D750 چندان خوب نیست و گاهی اوقات تصاویر آنقدر نویز دارد که برای فوکوس کردن در تاریکی به مشکل می‌خورم.”

why-i-switched-from-canon-to-nikon-5

Camera: Nikon D 750 and 28mm PC Nikkor lens; Aperture: f/8; Shutter Speed: 30 seconds; ISO: 1600Lance Keimig

او می‌گوید که: “اغلب دوربین‌های نیکون روی حالت LiveView یک نوع شبیه‌ساز نوردهی (Exposure Simulation) دارند. یعنی تمامی تنظیماتی که روی دوربین برای عکاسی انتخاب می‌شود، روی LiveView هم نشان داده می‌شود، در حالی که در دیگر برند‌ها مانند کانن، تصویر LiveView فارغ از آنچه که انتخاب کرده‌اید، به روشنی نشان داده می‌شود و باعث می‌شود بتوانم آسمان شب را به روشنی ببینم. وقتی در حال عکاسی از آسمان شب یا زیر نور ماه هستید، لازم است کادر تصویر را تا جایی که ممکن است روشن ببینید.”
یکی دیگر از امکانات کانن که Keimig آن را روی نیکون نمی‌بینید، امکان چرخش عکس‌هاست. او می‌گوید “در کانن می‌تواند عکس‌های عمودی را در دوربین بچرخاند و آن‌ها را ایستاده ببیند، و این کار مستقل از چرخش عکس‌ها در کامپیوتر است. اما در نیکون وقتی این کار را انجام می‌دهد موجب چرخش عکس‌ها در کامپیوتر هم می‌شود که برایش در مرحله ویرایش عکس‌ها دردسرساز می‌شود و باید همه عکس‌ها را دوباره بچرخاند. برای همین عکس‌ها را نمی‌چرخانم تا زمانی که آن‌ها را وارد لایتروم کنم. آن‌وقت همه عکس‌ها را با هم و به صورت یک‌جا می‌چرخانم.
و نهایتا یکی از مواردی که در کانن بهتر بود، بحث باطری دوربین است. وقتی با EOS 6D کار می‌کردم به ندرت پیش می‌آمد که در تمام طول شب، باطری عوض کنم و معمولا همان باطری اولیه شارژ شده کارم را راه مینداخت. اما در مورد Nikon D750 اغلب اوقات به باطری دوم و گاهی حتی باطری سوم نیز پیدا می‌کنم. البته این مورد چندان آزاردهنده نیست و همراه بردن چند باطری اضافی مشکلی برایم پیش نمی‌آورد.”

امکانات حرفه‌ای یا نیاز به تکنولوژی‌های مدرن

Keimig به عنوان یک عکاس شب حرفه‌ای، بیشترین توجهش به کیفیت خروجی عکس‌های دوربین است و امکانات و قابلیت‌های جدید در دوربین‌ها را در درجه بعدی اهمیت در نظر می‌گیرد. او در این باره می‌گوید: “نیازهای عکاسان شب و نجوم، کاملا متفاوت از عکاسی حیات‌وحش، یا عکاسی ورزشی یا حتی عکاسی عروسی است. سرعت بالای عکس‌برداری، تعداد نقاط فوکوس خودکار یا حتی موتور فوکوس پرسرعت چندان مورد توجه من نیست و به ندرت پیش می‌آید که بخواهم از این امکانات استفاده کنم”.

why-i-switched-from-canon-to-nikon-6

Camera: Nikon D 750 and 24-120 Nikon lens at 34mm; Aperture: f/9; Shutter Speed: 96 seconds; ISO: 400Lance Keimig

او یک مدرس حرفه‌ای هم هست و به این دلیل که زمان زیادی را با دانشجویانش در ارتباط است، آشنایی کاملی با انواع دوربین‌ها و امکانات آن‌ها از برند‌های گوناگون دارد: “من دوربین‌های زیادی را دست دانشجویانم می‌بینم که اغلب آن‌ها از سری دوربین‌های رده متوسط از برند‌های مختلف هستند. اگرچه خیلی از آن‌ها با کلی ذوق و شوق این دوربین‌ها را تهیه کرده‌اند، اما توجه نمی‌کنند که استفاده از دوربین‌های رده متوسط مدرن، چقدر می‌تواند در گرفتن خروجی در عکاسی نجوم و شب مشکل‌ساز باشند. این دوربین‌ها امکانات خوبی دارند، اما نه برای ما.
به عنوان مثال دوربین‌هایی که دارای حسگر APS-C هستند تنها مشکلشان نویز بیشتر نیست. بلکه به دلیل داشتن حسگر کراپ‌دار، موجب محدود شدن زاویه دید و استفاده از تمامی نمای لنز‌های واید می‌شوند. هنگامی که ما رو به آسمان عکاسی می‌کنیم و نیاز به زاویه‌ای باز‌تر داریم هیچ راهی برایمان وجود ندارد. زیرا نمی‌توانیم برای باز شدن زاویه دید، عقب‌تر برویم! به همین دلیل، استفاده از لنز‌های واید دهانه باز با دیافراگم‌های باز و ثابت، برای ما محدود می‌شود.
یا مثلا من نیاز دارم تا عکس‌هایی را که در نور کم می‌گیریم گاهی اوقات تا ابعاد ۱ در ۱٫۵ متر هم چاپ کنم. طبیعتا ذره‌ای نویز در تصاویر می‌تواند برایم مشکل‌ساز باشد، در حالی که بسیاری از عکاسان در رشته‌های دیگر ابدا مشکلی با این قضیه ندارند. زیرا هم معمولا عکس‌ها را در ابعاد کوچک‌تر چاپ می‌کنند و هم معمولا در محیط‌های پرنور عکاسی می‌کنند. برای این دسته از عکاسان، حسگر فول‌فریم و کراپ‌دار چندان مشکل‌ساز نیست.”

عکاسی در شب با دوربین‌هایی از برند‌های مختلف

Keimig درباره استفاده از برند‌های دیگر چندان اشتیاقی ندارد و معتقد است اغلب برند‌های دیگر، امکاناتی را توسعه داده‌اند که چندان موردنیاز او نیست. تنها برندی که با اشتیاق درباره آن حرف می‌زند سونی است: “کیفیت دوربین‌های جدید سونی خیلی خوب شده است، اما برند‌های دیگر را خیلی دوست ندارم”.

why-i-switched-from-canon-to-nikon-8

Camera: Nikon D 750 and 24-120 Nikon lens at 70mm; Aperture: f/5.6; Shutter Speed: 5 seconds; ISO: 6400Lance Keimig

او همچنین شیفته یک قابلیت جدید در دوربین جدید Pentax K-1 شده است که AstroTracer نام دارد. همچنین معتقد است که کیفیت این دوربین برای عکاسان نجوم و شب فوق‌العاده است: “به نظرم کیفیت دوربین Pentax K-1 دست کمی از Nikon D810 ندارد و با قیمتی بسیار پایین‌تر از این دوربین، امکاناتی در حد آن را برای عکاسان نجوم و شب دارد. شاید بیشترین اشکال درباره این دوربین، پشتیبانی ضعیف‌تر پنتاکس درباره لنز‌ها و تجهیزات جانبی دوربین‌هایش باشد که میزان طرفداران آن کمتر از نیکون است.”
وقتی از او درباره انتخاب D810 سوال می‌کنیم توضیح می‌دهد: “من قبل از اینکه به سراغ D750 بروم، هم D800E و هم D810 را استفاده کردم. اما واقعیت این است که علی‌رغم اینکه این دوربین‌ها، فوق‌العاده هستند، ولی بابت هزینه اضافه‌ای که برایشان پرداخت می‌کنم، احساس نمی‌کنم چیزی اضافه‌تر نسبت به Nikon D750 برایم دارد . این دوربین‌ها سرعت عکس‌برداری بالاتر یا امکانات فوکوس خودکار بهتری دارند که همان‌طور که گفتم این امکانات برای من چندان کاربرد ندارد”.
همچنین توضیح می‌دهد که دوربین‌های سری ۷۰۰۰ نیکون (مانند D7000، D7100 و D7200) نسبت به سری ۵۰۰۰ نیکون (مانند D5300، D5500 و دوربین جدید D5600) برای عکاسی شب دارای کیفیت خروجی نسبتاً بهتری هستند. او با دوربین‌های D5 و D500 هم کار کرده و معتقد است D500 همان D5 است که اندازه حسگرش کوچک‌تر شده است و تنها چیزی که درباره آن خیلی برایش جذاب است نور پس‌زمینه دکمه‌های این دوربین‌‌ها است که برای عکاسی در شب عالی است. اما می‌گوید باز هم کیفیت عکس‌های آن به D750 نمی‌رسد!

حرف آخر و آنچه که دوست دارد نیکون داشته باشد

من فکر می‌کنم مهم‌ترین چیز کیفیت است. اما شاید یکی از بیشترین قابلیت‌هایی که همیشه به دنبال آن بوده‌ام، امکان استفاده از سرعت‌های شاتر طولانی‌تر برنامه‌ریزی شده بیشتر از ۳۰ ثانیه است. چیز دیگری که دوست دارد در دوربین‌های جدید اتفاق بیفتد، یک رابط کاربری زیباتر و در دسترس‌تر، مانند آن چیزی است که در سال‌های اخیر در تلفن‌های همراه اتفاق افتاده است: “اگرچه امکان ارتباط با تلفن‌های همراه از طریق WiFi یکی از بهترین تغییرات در دنیای دوربین‌های عکاسی است، اما ترجیح می‌دهم رابط کاربری یا همان نرم‌افزار دوربین‌ها کمی ساده‌تر و منو‌ها و دسترسی به امکانات دوربین کمی ساده‌تر شود. گاهی اوقات مجبورم برای گرفتن یک عکس در بیابان، در تاریکی شب میان دو صخره تنگ، ساعت‌ها به پشت روی زمین دراز بکشم و باور کنید در چنین شرایطی کار کردن خیلی سخت است!”
Keimig یک مدرس دانشگاه هم هست و پیشنهادی که به عکاسان تازه‌کار می‌دهد این است حتما درباره دوربینشان همه چیز را یاد بگیرند: “دوربین‌های جدید امکانات فوق‌العاده‌ای دارند. اما خیلی فرق است بین اینکه بدانید دوربینتان یک کاری را انجام می‌دهد تا اینکه بدانید چطور آن کار را انجام می‌دهد. من هر وقت دوربین جدیدی می‌گیرم راهنمای دوربین را برمی‌دارم و می‌روم روی کاناپه خانه‌ام می‌نشینم و با آرامش همه راهنمای دوربین را مطالعه می‌کنم. سعی کنید پیش از استفاده از یک دوربین، همه امکانات آن را در خانه امتحان کنید و بعد با دوربین بیرون بروید”.
“هرگز با خودتان نگویید یک روز درباره دوربینم یاد می‌گیرم یا یک روز بالاخره به یک ورکشاپ یا کلاس آموزشی می‌روم و درباره دوربینم بیشتر یاد می‌گیرم. اگر دوربینتان را نشناسید، همان کاری را با آن خواهید کرد که سال‌ها پیش دوربین‌ها انجام می‌دادند. پس برای چه باید یک دوربین جدید بخرید؟!”

کدام بهتر است، نیکون D500 یا D750؟

دوربین‌ نیکون D500 و نیکون D750 در بررسی‌های وب‌سایت DPreview به ترتیب امتیاز ۹۱ و ۹۰ را دریافت کرده‌اند و هر دو توانسته‌اند جایزه Gold Award که بالاترین امتیاز این وب‌سایت است را دریافت کنند. هر دوی این دوربین‌ها دارای اندازه یکسان هستند. وزن هر دو تقریباً یکی است و در حال حاضر قیمت آن در بازار خارج از ایران تقریباً نزدیک به هم است. اگر شما هم دنبال یک دوربین نیکون DSLR خوب می‌گردید، کدام‌یک از این دو دوربین را انتخاب می‌کنید؟

ما در اینجا نگاهی داریم به مهم‌ترین تفاوت‌های دو دوربین نیکون D500 در برابر D750 نیکون.

 

اندازه سنسور

مهم‌ترین تفاوت دو دوربین نیکون D750 و D500 اندازه حسگر یا سنسور عکس آن‌هاست. البته تفاوت کمی بین رزولوشن D750 (با ۲۴ مگاپیکسل) در برابر D500 (با ۲۱ مگاپیکسل) وجود دارد. اما مهم‌ترین تفاوت این دو حسگر، Full Frame بودن حسگر D750 در برابر اندازه کوچک حسگر APS-C نیکون D500 است. به همین دلیل D500 جزو سری DX و D750 جزو سری FX نیکون به‌حساب می‌آیند و لنز‌های سری FX نیکون وقتی روی دوربین D500 بسته می‌شوند، فاصله کانونی آن‌ها (با ضریب ۱٫۵ برابر) بلند‌تر و طبیعتا “تله” تر می‌شوند. مثلاً لنز ۵۰mm نیکون روی دوربین D500 نمایی برابر یک لنز ۷۵mm در دوربین D750 را نمایش می‌دهد. این افزایش فاصله کانونی، برای خیلی از عکاسان (مانند عکاسان حیات‌وحش) فوق‌العاده است اما برخی عکاسان مانند عکاسان فضای داخلی را محدود‌ می‌کند.

از لحاظ کیفیت تصاویر در نور کم نیز اگرچه نیکون D500 یکی از بهترین دوربین‌های این رده است، اما به‌هرحال، D750 فول‌فریم هنوز حداقل به اندازه یک استاپ، برتر است. از سوی دیگر D500 دارای گزینه شاتر الکتریکی پرده نخست (electronic first curtain shutter) است که به عکاسان منظره این امکان را می‌دهد عکس‌هایی با لرزش بسیار کمتر ثبت کنند. نیکون D750 فاقد این قابلیت است.

نتیجه اینکه هر دوربین دارای کیفیت عکس بالای هستند، اما اگر به dynamic Range بهتری در هنگام پردازش عکس نیاز دارید، نیکون D750 در این مقایسه بهتر است.

۲

 

عمق میدان

درباره تأثیر فاکتور برش در دوربین Nikon D500 گفتیم. اما یک نکته مهم برای عکاسان پرتره و عروسی این است که این حسگر‌های کوچک‌تر عمق میدان زیادتری دارند و طبیعتا مقدار بوکه و پس‌زمینه محو پشت سوژه آن‌ها نیز کمتر از حسگر‌های فول‌فریم است. مثلاً در شرایط مشابه، مقدار محوی پس‌زمینه یک دوربین APS-C با لنز ۱۶ f/1.2 برابر مقدار محوشدگی یک حسگر فول‌فریم با لنز ۲۴mm f/1.8 است. این موضوع به این دلیل است که حسگر کوچک‌تر عمق میدان بیشتری را پوشش می‌دهد. محوی پس‌زمینه یک لنز f/2.8 در APS-C برابر محوی یک لنز f/4.2 و یک لنز f/4 برابر f/6 و … است. شاید مسئله عمق میدان برای عکاسی عمومی روزانه خیلی تأثیرگذار نباشد، اما برای عکاسی پرتره حیاتی است.

 

۳

امکان انتخاب لنز بیشتر

بحث مربوط به لنز‌ها از یک دید دیگر نیز بین این دو دوربین قابل بررسی است. در مورد هر دو برند کانن و نیکون، وقتی لنزی برای دوربین‌های سری فول‌فریم ساخته می‌شود، می‌تواند برای دوربین‌های غیر فول‌فریم APS-C همان شرکت نیز استفاده شود. اما برعکس این مسئله کمی مشکل‌ساز است. دوربین‌های فول‌فریم کانن به طور کلی نمی‌توانند از لنز‌های مخصوص غیر فول‌فریم کانن استفاده کنند. اگرچه در مورد نیکون، امکان استفاده لنز غیر فول‌فریم روی فول‌فریم‌ها وجود دارد، اما به دلیل تیرگی خیلی زیاد دور تصویر، این ترکیب اغلب پیشنهاد نمی‌شود. اغلب دوربین‌های فول‌فریم نیکون می‌توانند استفاده از لنز غیر فول‌فریم را تشخیص دهند و به محض بستن این لنز‌ها روی بدنه FX، خود دوربین با حذف دور تا دور تصویر (با کراپ کردن عکس) این قسمت‌ها را حذف می‌کند. نتیجه اینکه رزولوشن عکس به شدت کاهش می‌یابد.

به همین دلیل تعداد لنز‌های موجود برای دوربین‌های غیر فول‌فریم (با امکان استفاده از هر دو سری لنز) بیشتر از لنز‌های موجود برای فول‌فریم است. بنابراین اگر امکان دارد به‌زودی دوربین‌تان را به فول‌فریم ارتقا دهید، بهتر است لنز‌های فول‌فریم تهیه کنید. این لنز‌ها اغلب باکیفیت‌تر و گران‌تر هستند.

۴

 

سرعت

بدون شک یکی از پرسرعت‌ترین دوربین‌های موجود در بازار (و نه فقط دوربین‌های نیکون) D500 است. این دوربین را در خیلی از جهات، می‌توان یک D5 کوچک به شمار آورد و با سرعت ۱۰ فریم بر ثانیه (فایل خام با بافر ۲۰۰ عکس پی‌درپی) تقریباً D750 را به خاک می‌کشد! البته سرعت‌ بالا در این دوربین فقط مربوط به بافر و پردازشگر سریع‌تر نمی‌شود. Nikon D500 می‌تواند از کارت‌های حافظه پرسرعت XQD نیز پشتیبانی کند که سرعت انتقال اطلاعات آن تا ۸ گیگابایت بر ثانیه نیز می‌رسد!

حداکثر سرعت ۱/۸۰۰۰ ثانیه و درگاه ارتباطی USB 3.0 (در مقابل ۱/۴۰۰۰ ثانیه و USB 2.0) هم از دیگر مزایای D500 به D750 در زمینه سرعت است.

۵

 

فوکوس خودکار

فوکوس خودکار هم یکی از مهم‌ترین مزایای D500 به D750 است. اگرچه سیستم فوکوس ۵۱ نقطه‌ای در D750 به اندازه کافی قوی و کارآمد است، اما در مقابل سیستم فوکوس ۱۵۳ نقطه‌ای در D500 کاملاً عقب می‌ماند. از این تعداد نقطه فوکوس ۹۹ نقطه از نوع کراس است که تقریباً دو برابر تمامی نقاط فوکوس D750 است. نقطه فوکوس میانی در این دوربین نیز می‌تواند تا حساسیت -۴EV عمل کند. ضمناً از آنجا که این سیستم فوکوس برای حسگر فول‌فریم D5 طراحی شده، به دلیل کوچک‌تر بودن حسگر D500، تقریباً تمام سطح حسگر را پوشش می‌دهد و از نظر پوشش دهی نسبت به نقاط فوکوس در حسگر فول‌فریم D750 (و همچنین نسبت به همه فول‌فریم‌های دیگر نیکون) پوشش دهی بیشتری دارد.

بنابراین D500 در کنار حسگر نورسنجی RGB با ۱۸۰ هزار پیکسل، ترکیبی از بهترین قابلیت‌های نورسنجی و فوکوس را برای این دوربین فراهم می‌کند.

۶

 

ویدئو

دست‌کم روی کاغذ، برنده بحث ویدئو‌ D500 است. این دوربین یکی از معدود دوربین‌های DSLR موجود در بازار است که می‌تواند با رزولوشن ۴K فیلم‌برداری کند. در بین دوربین‌های نیکون تنها D500 و دوربین پرچم‌دار D5 نیکون، این امکان را دارند که با رزولوشن ۴K فیلم بگیرند. اما استفاده از این رزولوشن در D500 با یک محدودیت مهم همراه است: وقتی روی وضعیت ۴K قرار می‌گیرد، ضریب برش یا همان Crop Factor دوربین از ۱٫۵X به ۲٫۲۵X افزایش می‌یابد. مثلاً یک لنز با فاصله کانونی ۵۰mm به ۱۱۲٫۵mm افزایش می‌یابد. این مورد برای فیلم‌برداری با زاویه باز مشکل‌ساز است و گاهی اوقات ممکن است لنزی که برای فیلم‌برداری در یک فضای بسته، به اندازه کافی واید باشد را پیدا نکنید. حتی لنز سوپر واید ۱۰-۲۲mm نیکون نیز در این حالت به ۲۳-۵۵mm تبدیل می‌شود و عمق میدان آن معادل f/8-10 در یک دوربین فول‌فریم می‌شود، بنابراین دیگر تصاویر جلوه سینمایی نخواهند داشت.

از سوی دیگر نیز در رزولوشن Full HD این دو دوربین شبیه به هم عمل می‌کنند. فقط ممکن است تصور کنید، داشتن صفحه‌نمایش لمسی در D500 احتمالاً فوکوس خودکار در حین فیلم‌برداری را راحت‌تر می‌کند. اما نکته مهم اینجاست که فوکوس خودکار فیلم‌برداری در هر دو دوربین به یک اندازه بی‌استفاده است و احتمالاً اصلاً از آن استفاده نکنید!

۷

 

فلاش

نیکون D500 را می‌توان نسخه APS-C دوربین پرچم‌دار D5 قلمداد کرد. به همین دلیل همانند برادر بزرگ‌تر خودش D5، فاقد فلاش طراحی شده است. D500 با حذف فلاش، به عایق‌بندی بهتر و وزن کمتری رسیده است، اما این محدودیت بسیار مهم است: فقدان فلاش!

شاید فلاش کوچک موجود در فول‌فریم‌های نیکون مانند D750 یا D810 عملاً برای کاربران حرفه‌ای، به عنوان فلاش نورپردازی کاربرد ندارند، اما می‌تواند به عنوان تریگر بی‌سیم، گروه‌های مختلف فلاش‌های Speedlite را کنترل کند که قابلیت فوق‌العاده‌ای به شمار می‌رود. البته کنترل بی‌سیم از طریق به صورت اپتیکال با دید مستقیم محسوب می‌شود و اگر بخواهید از کنترل رادیویی استفاده کنید (مثلاً کنترل فلاش‌ها از پشت دیوار)، در آن صورت D500 وضعیت بهتری دارد. زیرا D500 با کنترل‌کننده بی‌سیم WR-A10 این شرکت (با قیمتی حدود ۲۰۰ دلار) هماهنگی دارد، اما D750 با این کنترل‌کننده کار نمی‌کند.

۸

 

تفاوت‌ها بدنه

درباره بدنه و خوش‌دستی آن‌ها نمی‌توان نظر تخصصی داد. یک نفر ممکن است با بدنه یک دوربین احساس خوبی داشته باشد و با بدنه دیگر نداشته باشد. برخی صفحه‌نمایش لمسی دوست دارند و از نظر برخی دیگر بلااستفاده است. این دو دوربین از نظر دسترسی به امکانات و طراحی بدنه خیلی به هم نزدیک هستند. جالب اینجاست که D500 با اینکه حسگر کوچک‌تری دارد، بدنه آن بزرگ‌تر و سنگین‌تر از D750 است.

یکی از مزایای مهم D500 نسبت به D750، امکان بازتعریف عملکرد دکمه‌های بدنه است. یک منوی اختصاصی Custom Setting در این دوربین برای تغییر عملکرد اغلب دکمه‌های دوربین وجود دارد که برای استفاده حرفه‌ای و سریع‌تر در شرایط مختلف بسیار کارآمد است. همچنین دو قابلیت مهم در این دوربین وجود دارد که D750 فاقد آن‌هاست: نمایشگر لمسی و نور پس‌زمینه دکمه‌ها، که این یکی تفاوت آخری برای استفاده در شب فوق‌العاده است و در کمتر دوربین DSLR دیگری دیده شده است.

۹

 

کدام‌یک برای شما مناسب است؟

Nikon D750 یکی از بهترین دوربین‌های فول‌فریم در بازار است که خود ما اغلب اوقات آن را به دوستان و آشنایانمان پیشنهاد می‌دهیم. ترکیبی از قابلیت‌های فوکوس پیشرفته، در کنار رزولوشن و حساسیت بالا، بدنه فوق‌العاده جمع و جور و سبک و کیفیت عکس خیره‌کننده، این دوربین را به یکی از بهترین‌های بازار تبدیل کرده است. در واقع این دوربین به‌قدری خوب است که دلایل خیلی کمی برای انتخاب مدل بعدی خودش یعنی D810 باقی می‌گذارد.

از سوی دیگر D500 را اصلاً نمی‌توان یک دوربین رده متوسط سری DX به شمار آورد و با وجود حسگر APS-C ، اما کاملاً برازنده لقب Pro است. اما برخلاف دوربین‌های فول‌فریم، این دوربین قرار نیست برای کیفیت خیره‌کننده عکسش استفاده شود. در واقع نیکون این دوربین را برای استفاده طولانی‌مدت و تحت‌فشار در عملکرد‌های پرسرعت، مانند عکاسی خبری و ورزشی ارائه کرده است. D500 برای همان دسته از کاربرانی ساخته شده که به D5 نیاز دارند، اما از پس هزینه آن برنمی‌آیند!

تنها نکته مهم در این بین فیلم‌برداری ۴K این دوربین است. پیشنهاد می‌کنیم فقط در صورتی D500 را به خاطر فیلم‌برداری ۴K آن بخرید که واقعاً به آن نیاز دارید. در غیر این صورت احتمالاً همان Full HD 1080p با سرعت ۶۰ فریم بر ثانیه D750 برایتان کافی خواهد بود.

۱۰

 

Read more...

برای آشنایی بیشتر با Lance Keimig می‌توانید به وب‌سایت او سر بزنید. اگر شما هم تجربیات مشابهی برای تغییر برند یا جابجایی بین مدل‌های مختلفی از دوربین‌ها داشته‌اید و دستی برقلم دارید خوشحال می‌شویم تجربیاتتان را با ما در میان بگذارید. ضمنا فراموش نکنید نظرات خودتان را درباره این مقاله در بخش نظرات زیر مقاله بنویسید و مطمئن باشید که نظرات شما برای ما بسیار اهمیت دارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


اخبار و اطلاعیه‌های نورنگار را در ایمیل خودتان دریافت کنید
ما هم از اسپم متنفریم و هرگز با ایمیل‌های بی‌محتوا صندوق شما را پر نمی کنیم
اطلاعات شما محفوظ است و هرگز در اختیار کسی قرار نمی‌گیرد.
20 هزار تومان تخفیف
برای اولین خرید بیش از 100 هزار تومان
ما هم از اسپم متنفریم و هرگز برای شما ایمیل‌های بی‌محتوا ارسال نمی کنیم
با عضویت در خبرنامه نورنگار، علاوه بر دریافت کوپن تخفیف 20 هزار تومانی، از تخفیف‌های دوره‌ای، حراجی‌ها، اخبار و اطلاعات جشنواره و مطالب منتخب "مجله نورنگار" نیز آگاه می‌شوید